مشکلات مردم نمین
این قسمت راجع به مشکلات مردم نمین ، مخصوصا جوانان است که در سال ۸۳ نوشته شده:
موضوعاتی که د رسال ۸۳ قرار بود در موردشان بنویسم که خوشبختانه اکثرا امروز (سال۸۸)دیگه حل شده اند
مردم نمین ، مخصوصا جوانان نمین که در صد بالایی از جمعیت شهر را تشکیل میدهند ، همیشه مورد کم لطفی مسئولان قرار میگرفته و میگیرند.امکانات تفریحی در نمین در سطح بسیار پائینی قرار دارد. مثلا همین پارک نمین که شبیه به همه چیز است ، جز پارک ! سالهاست که مسئولان منطقه هی وعده و وعید میدن که درستش می کنیم ، رسیدگی میشه و از این حرفها ! اما درست که نمیکنند ، هیچ ، هر روز وضع پارک بدتر میشه ، بطوری که دیگه نمیشه اسمشو پارک گذاشت.
در اینجا جا داره چند خطی در مورد این به اصطلاح پارک برای اونهایی که تا حالا این مکان خارق العاده رو ندیده ان بنویسم:
این پارک در داخل محوطه کتابخانه عمومی نمین قرار داره که همین مجاورت ، یک ایراد محسوب میشه. چون کتابخانه محل مطالعه است و سکوت و آرامش رو می طلبه برعکس ، پارک یک محل شلوغ ، پر ازدحام و پر از بچه و جوان که طبیعتا باید شلوغ و پلوغ باشه.و این دو تا به هیچ وجه همخوانی ندارند (شاید هم بهانه مسئولان برای اینکه توجهی به پارک نکنند، گسترش کتابخوانی و از این حرفها باشه !) البته این را هم بگم که در شهرهای بزرگ هم پارکهایی هستند که در داخلش کتابخانه دارند. ولی این پارکها در واقع فضای سبز هستند و بیشتر پاتق بازنشسته ها و پشت کنکوریها.و در اونها وسایل بازی وجود نداره یا اگر هم باشه ، بسیار دورتراز محوطه فضای سبز است. از طرف دیگه در این شهرها 10ها پارک و محل تفریحی وجود اما در شهری مثل نمین ما ، فقط یک پارک هست(البته الان بیشتر شده این مطلب در سال ۸۳ نوشته شده) که اون هم بدلایلی که گفتم و در ادامه خواهم گفت به درد پدربزرگ ها و مادربزرگها هم نمیخوره! چه برسد به جوونهای با صفای نمین که لیاقتشون خیلی خیلی بیشتر از اینهاست...
در مورد وسایل بازی و امکانات پارک باید بگم که زیر صفرِ: یک مشت آهن غراضه رو که معلوم نیست از کدوم یک از پارکهای عتیقه اردبیل یا جاهای دیکه کنده اند و سر هم کرده اند و به اسم تاب و سرسره و الاکلنگ و... تحویل مردم نازنین شهرمون داده اند.
چشم انداز پارک رو که دیگه نگو که آدم رو یاد فیلم های ترسناک ، مخصوصا پارک ژوراسیک میندازه: در یک طرف این پارک کذایی خیابان قرار داره که در ورودیش هم اون طرفه. تا اینجا مشکلی نیست ، اما طرف دیگرش ، یعنی درست روبروی در ورودی ، مشرف به قبرستان شهره و قبر ها از اون بالا به آدم چشمک میزنن و آدم بجای اینکه روحییه اش شادتر بشه ، بیشتر یاد مرگ و بدبختیهاش می افته و پارک کوفتش میشه مخصوصا که شب هم باشه. (شاید علت اینکه بعد از ساعت 9-10 شب(البته تابستونا) ، شاید هم زودتر، درپارک پرنده پر نمیزنه همین چشم انداز وحشتناکش باشه)!شما چی فکر میکنید؟
از گل و گیاه فضای سبز هم که خبری نیست. بیشتر فضای زرده تا فضای سبز. من که نمیدونم کی به وضع این پارک رسیدگی خواهد شد.
گذشته از همه اینها چند سالی میشه که یک فرهنگسرا هم در همین محوطه پارک و کتابخانه و قبرستان و...احداث کرده اند و فضای کوچک پارک رو کوچکتر و محدود تر کرده اند.البته تاسیس فرهنگسرا ،کار مثبت و قابل تحسینی بود ، اما بهتر بود که در جای دیگری احداث میشد.(فقط امیدوارم دیگه چیز جدید دیگری مثل سازمان حمایت از حیوانات رو به انقراض یا کانون ترک اعتیاد و بازپروی اردبیل و ... در محوطه پارک احداث نشه!) ان شاالله...
در پایان باید بگم که هدفم از عنوان کردن این مطالب این نیست که حتما چرخ فلک و تونل وحشت و صفینه و رنجر و از این وسایل گران قیمت و آن چنانی در پارک نصب بشه،نه. ما میخواهیم که فقط کمی به و ضع این پارک رسیدگی بشه و چند تا وسایل ساده و در عین حال سالم (نه وسایل دست دوم ، سوم پارکهای اردبیل و..)مثل تاب و سرسره و الاکلنگ و... نصب بشه که لا اقل آدم جرات بکنه که شبها بره پارک و لذت ببره، یا وقتی که فامیل هاش رو که از شهرهای دیگه اومدن ، میخواد ببره به تنها محل تفریحی داخل شهر ، اینقدر ضایع نشه و مورد تمسخر قرار نگیره.(مسئولین هم که اینقدر ادعای جذب گردشگر دارند.با این پارک دهشتناک ، دفع گردشگر نکنند)!
(اگه مورد یا موارد خاصی در رابطه با این پارک در نظرتون هست و من به اونها اشاره ای نکردم ، لطفا در قسمت نظرات مطرح کنید.حتما از اونها در وبلاگ استفاده خواهم کرد )



Namin City